طاووس
قالب وبلاگ

آدرس جدید وبلاگ طاووس

[ سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 17:12 ] [ amin ] [ ]
آدرس جدید وبلاگ طاووس

 

[ سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 16:3 ] [ amin ] [ ]
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 0:17 ] [ amin ] [ ]
اصول مشاوره و راهنمایی 1. توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده 2. آزادی و اختیار - در مشاوره ، به هیچ وجه ، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونه ای صورت نگیرد که شخصناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند . - طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند ، مطلب خود را بیان می کند و نباید مشاور ، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است . - فرد ، صاحب اختیار احساسات خویش است ، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد . - فرد ، آزاد باشد تا برای مشکلش ، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور ، راه حل معینی را به او تحمیل نکند . بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید . 3. راهنمایی بر اساس واقعیت و حق - توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه ، به گونه ای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل می کرد . بنابراین ، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود ، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد . - امام سجاد (علیه السّلام ) می فرماید : واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحه واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه ، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوه الاّ باللّه . از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را می کردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی ، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود می پسندی ، ارجاع دهی ، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکرده ای . البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست . 4. توجه به ویژگیهای مراجعه کننده - توجه به مجموعه علاقه ها ، احساسها ، خواستها ، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است 5. تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی ، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤ ولیتها ، هماهنگی فعالیتها و . . . است . این امر سبب می شود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام ) به فرزندش توصیه می فرماید که : واجهد راءیک لهم اذا استشاروک تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر. برگرفته ازکتاب مشاوره در آینه علم ودین ،نویسنده علی نقی فقیهی
[ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 21:42 ] [ amin ] [ ]

آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی می گوید:

زمانی که در اصفهان درس می خواندم، سال سختی پیش آمد و گاهی از گرسنگی، دچار ضعف شدید می‌شدم، روزی شنیدم که در خارج شهر گوشت شتر پخش می‌کنند، من هم به آن سو رفتم و جمع زیادی مانند من چشم‌هایشان را به پخش کننده گوشت دوخته بودند تا اینکه در آخر فقط مقدار پنج سیر از آن گوشت نصیب من شد.

خوشحال بودم که بی‌نصیب نشده‌ام، به طرف مدرسه راه افتادم، در مسیر راه در کنار کوچه‌ای دیدم یک زن ارمنی نشسته و دو دختر بچه‌اش از بی‌حالی و بی‌رمقی مانند مردگان روی هم بودند و آهسته آهسته نفس می‌کشیدند،  آن زن که چشمش به من افتاد با ضعف بی‌نهایت و با زبانی که من نمی‌فهمیدم، اظهار نیازمندی کرد و اشاره به دو دخترش نمود و به من فهمانید که به فریاد این فرزندانم برسید. خیلی ناراحت شدم، به مدرسه رفتم و همان گوشت‌ها را سرخ کردم و برگشتم و به آن زن دادم، او کم کم آن تکه‌های گوشت را به دخترانش داد و سر به سوی آسمان گرفت و برای من دعا کرد.

به مدرسه برگشتم، در حالی که هوا گرم و ضعف گرسنگی وجودم را گرفته بود، دراز کشیدم و خودم چیزی نداشتم که از گرسنگی نجات پیدا کنم، ناگاه دیدم در حجره باز شد و پیرمردی نورانی که بقچه‌ای در دست داشت وارد شد، سلام کردم، حالم را پرسید، و فرمود: این بقچه از آنِ شماست، پرسیدم چه کسی اینها را فرستاده؟ گفت: کسی که روزگار به دست اوست به یاد شما هست، این را گفت و از اتاق بیرون رفت! من به شک افتادم که این پیرمرد خوشرو و نورانی که بود؟! دنبالش رفتم، ولی او را ندیدم! آمدم به حجره و آن بقچه را باز کردم، دیدم که نان‌های تافتون معطر و روغنی است که تا آن زمان ندیده بودم، بعضی از دوستان خود را صدا زدم و جریان را نقل کردم و از آن تافتون‌ها همه سیر خوردند و من از حالت ضعف و سستی بیرون آمدم.1

تو نیکی کن به مسکین و تهیدست             که نیکی خود سبب گردد دعا را2

1.با اقتباس و ویراست از کتاب جلوه های ربانی

2. پروین اعتصامی

زندگینامه میرزا هاشم آملی

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 18:33 ] [ amin ] [ ]

شیخ فضل الله مجاهد مجتهد دارای مقامات عالیه

لكن راجع به همين مشروطه و اينكه مرحوم شيخ فضل اللَّه- رحمه اللَّه- ايستاد كه مشروطه بايد مشروعه باشد، بايد قوانين موافق اسلام باشد. در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود، و مُتمِّم قانون اساسى هم از كوشش ايشان بود، مخالفين، خارجيها كه يك همچو قدرتى را در روحانيت مى‏ديدند، كارى كردند در ايران كه شيخ فضل اللَّه مجاهد مجتهدِ داراى مقامات عاليه را، يك دادگاه درست كردند، و يك نفر منحرف، روحانى نما، او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه، شيخ فضل اللَّه را در حضور جمعيت به دار كشيدند.  شايد گاهى شما يا مردم خيال بكنند كه من اگر از روحانيت طرفدارى مى‏كنم براى اين است كه من هم يك معمَّم هستم و اين گروه گرايى است. و من كراراً گفتم كه من با هر كه معمَّم است و اسم خودش را روحانى گذاشته است موافق نيستم. و من كراراً گفتم كه روحانى كه بر خلاف مسلك روحانيت و اسلام عمل بكند و توطئه‏گر باشد اين از ساواكى بدتر است. براى اينكه ساواكى، ساواكى است و اين ساواكى به صورت معمَّم، و لباس روحانيت پوشيده است. قضيه اين نيست كه من بگويم هر كه عمّامه سرش هست، اين مورد تأييد است. خير، من از بسياريشان متنفرم، و بسياريشان را هم اعتقاد به آنها ندارم. و كراراً هم گفتم كه اينجاهايى كه دادگاه هست، آنجاهايى كه مثلًا كميته‏ها هستند، بايد مواظب باشند كه اگر يك روحانى بر خلاف [عمل‏] كرد، خودش را شكايت كنند وهمان روحانى را هم بياورند محاكمه كنند. لكن مسأله اين نيست كه با روحانىِ بد، اينها بدند. مسأله اين است كه با آن روحانى كه جلوى انگلستان را در زمان ميرزاى شيرازى گرفته و جلوى استبداد را در زمان مشروطه گرفته است، و جلوى انگلستان را در زمان مرحوم آقا ميرزا محمد تقى گرفته است، و جلوى ابَرقدرتها را گرفته است، با اين مخالف‏اند. [1]

معممین فاسد عامل شهادت شیخ فضل الله نوری

 شما مى‏دانيد كه مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى را كى محاكمه كرد؟ يك معمّم زنجانى؛ «2» يك ملّاى زنجانى محاكمه كرد و حكم قتل را او صادر كرد؛ وقتى معمّم، ملّا؛ مهذّب نباشد، فسادش از همه كس بيشتر است. در بعض روايات هست كه در جهنم، بعضيها- اهل جهنم- از تَعفُّن بعض روحانيين در عذاب هستند، و دنيا هم از تعفُّن بعضى از اينها در عذاب است. [2]

متمم قانون اساسی از تلاش های شیخ شهید

شما خوب [است‏] به قانون سابق هم يك نظرى بكنيد. قانون سابق كه در صدر مشروطيت تصويب شده بود به وسيله ملت، و متمم قانون را، با جديت مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى، «1» به آن ضم كردند و ملت به او رأى دادند. [3]

جرم شیخ فضل الله این بود که قانون باید اسلامی باشد.

اين «جبهه ملى»، از ميرزاى شيرازى - در يكى از روزنامه‏هايشان كه من ديدم و بسيار ناراحت شدم- از ميرزاى شيرازى كه قضيه تنباكو را درست كرده، تا آقاى كاشانى، تمام علمايى كه در خلال مشروطيت براى اسلام كار كردند، ميرزاى شيرازى براى اسلام كار كرده است، آقاى كاشانى براى اسلام كار كرده، شيخ فضل اللَّه كرده، تمام اينها را به آنها بد گفتند! آن روزنامه جبهه ملى را پيدا بكنيد: ميرزاى شيرازى را متهم كرده به دروغگويى! شيخ فضل اللَّه را اين قدر فحش داده! جرم شيخ فضل اللَّه بيچاره چه بود؟ جرم شيخ فضل اللَّه اين بود كه قانون بايد



[1] صحيفه امام    ج‏13    358 -359  

[2] صحيفه امام    ج‏13    420   

[3] صحيفه امام    ج‏14    457    

[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:49 ] [ amin ] [ ]

چرا درقرآن آیات متشابه وجود دارد؟

برای پاسخ به این سوال ابتداباید مقصوداز متشابه معلوم شود.آیات متشابه درقرآن درمقابل آیات محکم می باشدواین نامگذاری از خودقرآن یعنی سوره آل عمرآن  آیه7 گرفته شده است.

منظور ازآيات محكمات آياتى است كه مفهوم آن به قدرى روشن است كه جاى گفت و گو و بحث در معنى آن نيست، مثلا آيه‏ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»، «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ»

منظور از متشابهات قرآن يعنى آياتى كه معانى آن در نظراول پيچيده است و در آغاز احتمالات متعدد در آن مى‏رود، اگرچه با توجه به آيات محكم تفسير آنها روشن است. براى نمونه آيه: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ‏  «دست خدا بالاى دستهاى آنان است» ذكر مى‏شود كه مقصود قدرت خداى تعالى است نه دست به معنى عضو مخصوص.[1]

فايده آيات متشابه‏ در قرآن چیست؟

[ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:6 ] [ amin ] [ ]

سالروز ورود امام خمینی در 12بهمن 1357 نعمتی بزرگ برای ملت ایران بودکه  زمینه  اجرای افکار واندیشه های امام خمینی در این کشور به وجود آورد.

نسخه امام برای دردهای امروزما چیست؟ اگر امام بود نظر او در مورد اقتصاد مقاومتی چه بود؟چه موضعی در مورد مذاکرات داشت؟متن زیر که گزیده ای از سخنان امام است،پاسخ این سوالات را به خوبی روشن میکند.

ما بايد خودمان بناى بر اين بگذاريم كه خودكفا باشيم. بناى به اين بگذاريم كه از اين زمين خدا كه به ما داده است كه كشور ما، كشور خيلى بزرگى داريم. اينجا مى‏گويند كه صد و پنجاه ميليون جمعيت مى‏توانند زندگى بكنند. ما حالا (دی ماه 1358) سى و پنج ميليون جمعيت فرض كنيد هستيم.

ما اگر روى اصول صحيح اين مملكت را اداره بكنيم، بهترين زندگى براى ملت ما مى‏تواند حاصل بشود. لكن نمى‏خواهند اين طور بشود، نمى‏گذارند. اين شط كارون تا برسد به آنجايى كه به شط العرب مى‏خواهد برسد، اين شط همين طور آبش هرز مى‏رفت. يك وقتى كه من رفته بودم از آنجا عبور كنم، بيابان و هم زمينهاى سالم، همين طور افتاده بود. اين آب اگر خرج اين زمين مى‏شد و اين زمين آباد مى‏شد، براى صد ميليون جمعيت مى‏توانست ايران ارزاق بدهد. نه اينكه حالا كه سى و پنج ميليون است نتواند خودش را اداره كند.

ما بايد بناى بر اين بگذاريم كه احتياجمان را از غير خدا سلب كنيم. احتياجمان را از دشمن هاى خودمان سلب كنيم كه ما محتاج به دشمنمان نباشيم كه از دشمن مان بخواهيم يك چيزى بگيريم براى رزق خودمان. و اين به اين است كه همه همت كنند. ملتى باشند كه بيدار شدند بحمد اللَّه، همت كنند و اين قشرهاى فاسدى كه نمى‏گذارند كار انجام‏ بگيرد، اينها را طردشان كنند از بين خودشان. پشت بكنند به آنها. خداوند ان شاء اللَّه به همه شما سلامت بدهد. (صحيفه امام    ج‏11    402 ) 

 

باز نشردرجهان نیوز 

[ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 6:29 ] [ amin ] [ ]
چه كار كنيم محيط خانواده گرم و باصفا باشد؟

هماهنگي و موافقت اخلاقي بين مرد و زن در محيط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد براي غير انبيا و اوليا - عليهم السلام - غير ممكن است

 اگر بخواهيم محيط خانه، گرم و باصفا و صميمي باشد، فقط بايد، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشي و راف

ت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نوراني باشد. اگر اين ها نباشد اصطكاك و برخورد پيش خواهد آمد. و همه ي اختلافات خانوادگي از همين جا ناشي ميشود.

 

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 7:7 ] [ amin ] [ ]

 

" و ما أرسلناك إلا رحمة للعالمين"[1]  

و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

رسول خدا حضرت محمد (درودخدا بر او وخاندانش)  رحمت ،مهر ومحبتی برای همه جهانیان است که خداوند او را به عنوان پیامبرمهربانی  برای همه ی بشریت فرستاده است. و اما اينكه چطور رحمت براى همه ی اهل دنيا است؟ جهتش اين است كه دينى آورده كه در آن سعادت مردم در دنيا و آخرت است. آرى آن پیامبر رحمت براى اهل دنيا است.به  جهت آثار حسنه‏اى كه از قيام او به دعوت حقش در اجتماع بشرى به راه افتاد كه اگر وضع زندگى بشر آن روز را قبل از اينكه آن حضرت مبعوث شود در نظر بگيريم و با وضعى كه پس از قيام او به خود گرفت مقايسه كنيم كاملا روشن مى‏گردد.[2]یعنی  جامعه انسانی مدیون انبیاست .حتی کسانی که به پیامبراسلام ایمان نیاورند.از رشدی که اودر جامعه بشری ایجاد کردند.بهره مند  شدند.

اين درست مثل این است كه بيمارستان مجهزى براى درمان همه دردها با پزشكان ماهر و انواع داروها تاسيس كنند، و درهاى آن را به روى همه مردم بدون تفاوت بگشايند، آيا اين وسيله رحمت براى همه افراد آن اجتماع نيست؟ حال اگر بعضى از بيماران لجوج، خودشان از قبول اين فيض عام امتناع كنند تاثيرى در عمومى بودن آن نخواهد داشت.و به تعبير ديگر رحمت بودن وجود پيامبر براى همه جهانيان جنبه مقتضى و فاعليت فاعل دارد و مسلما فعليت نتيجه، بستگى به قابليت قابل نيز دارد.[3]

به هر حال در دنياى امروز كه فساد و تباهى و ظلم و بيدادگرى از در و ديوار آن مى‏بارد، آتش جنگها در هر سو شعله‏ور است، و چنگال زورمندان بيدادگر حلقوم مستضعفان مظلوم را مى‏فشارد، در دنيايى كه جهل و فساد اخلاق و خيانت و ظلم و استبداد و تبعيض؛ هزار گونه نابسامانى آفريده، آرى در چنين جهانى مفهوم" رحمة للعالمين" بودن پيامبر از هر زمانى آشكارتر است، چه رحمتى از اين بالاتر كه برنامه‏اى آورده كه عمل به آن نقطه پايانى است بر همه اين ناكاميها و بدبختيها و سيه‏روزيها، آرى او و دستوراتش، برنامه و اخلاقش همه رحمت است؛ رحمتى براى همگان و تداوم اين رحمت سرانجامش حكومت صالحان با ايمان بر تمام زمين خواهد بود.[4]


[1] سوره انبیا 107

2 ترجمه تفسير الميزان   ج‏14   467

3 تفسير نمونه   ج‏13   526

4 تفسير نمونه   ج‏13   527

 

 

 

[ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 10:53 ] [ amin ] [ ]
حجاب

[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ 12:50 ] [ amin ] [ ]

 اگر کسی از ما بپرسد.چراخداوند به خاطر گناه آدم همه انسان ها را تنبیه کرده است ؟در پاسخ او چه باید بگوییم؟

برای روشن شدن پاسخ ، ابتدا باید این نکته را روشن کنیم که گناه  حضرت آدم چه بوده است؟که سوال کننده مدعی است به خاطرآن تنبیه شده است.مقصود از گناه آدم همان خوردن از میوه ممنوعه بهشتی است.که البته گناه به معنای رایج آن نیست.چون گناه مخالفت با دستور خداوند است در صورتی که به صورت درخواست قطعی ،ونهی که حتما باید اطاعت شود باشد.اماهمانگونه که همه مفسرین قرآن بیان کرده اند.خوردن از میوه ممنوعه نه یک گناه بلکه کاری بود که بهتر بود انجام نشود. اما در هر صورت  باز قسمت اصلی سوال باقی است.که چرا خداوند به خاطر این کار حضرت ادم همه انسانها را تنبیه کرد؟به نظر جواب این سوال نیز به خوبی روشن می باشد.که خداوند اثر خوردن از میوه ممنوعه را به آدم نشان داد .واو را به زمین هبوط ودر آن قرار داد.وبه نظر می رسد ما انسانها هیچ حقی برای سکونت در آن بهشت حضرت آدم نداشتیم .که اکنون معترض باشیم.نکته دیگری که باید به آن توجه داشت.خلقت نسل انسان وفرزندان او باید در این زمین خاکی شکل می گرفت.با هبوط آدم به زمین نه تنها ما تنبیه نشدیم .بلکه زمینه خلقت وحضور ما در این دنیا فراهم شد .تا با تلاش وتزکیه نفس، خود را به بهشت برسانیم.در مورد حضرت آدم وپاسخ به سوالاتی اینچنین میتوان  به تفاسیر مختلفی از جمله المیزان،نمونه،وتسنیم ذیل آیاتبقره، 35 به بعد، اعراف، 19 به بعد، طه، 115 به بعد مراجع کرد.

 

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ ] [ 16:28 ] [ amin ] [ ]

چرا خدا عده ای را گمراه می کند و بعد آنها را مسئول می داند؟

 درپاسخ به این  سوال،ابتدا باید به اصل سوال توجه کنیم که آیا درست مطرح شده است یا خیر؟

آیا خداوند عده ای را گمراه وبعد آنها را مسول می داند.این سخن نادرستی است. وهیچ دلیلی هم برآن نیست. مناسب با افکار کسانی است که انسان را مجبور وبدون هیچ اختیاری می دانند. بلکه درست این است که بگوییم خداوند انسانها را مسول اعمال خودشان قرار داده است. واگر کسی وظیفه خود را انجام ندهد.خداوند او را گمراه می کند. آن وقت این سوال را می توان مطرح کرد که چرا خداوند عده ای را گمراه میکند؟   که در پاسخ باید گفت که خداوند ضلالت ابتدایی برای هیچ کس ندارد. به این معنا که خداوند از همان ابتدای آفرینش یک انسان،او را گمراه قرار داده  باشد.بلکه باید گفت؛بعد از آنکه فرد در اعمال خود به دنبال گناهان ولا ابالی گری رفت .نتیجه اعمالش گمراهی است.که این ضلالت به دست خداوند است چنانکه هدایت هم برای کسانی که  تقوای در اعمال دارند؛به دست خداوند است. حضرت استاد مکارم شیرازی  درتفسیر مبارک نمونه درزیر آیه 26 سوره مبارکه بقره ((

إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا اَلَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ مٰا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ اَلْفٰاسِقِينَ  ﴿البقرة، 26﴾

خداوند از این که (به موجودات ظاهرا کوچکی مانند) پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» (آری،) خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‌کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد!)) می فرمایند:

هدايت و ضلالت در قرآن به معنى اجبار بر انتخاب راه درست يا غلط نيست، بلكه بشهادت آيات متعددى از خود قرآن" هدايت" به معنى فراهم آوردن وسائل سعادت و" اضلال" به معنى از بين بردن زمينه‏هاى مساعد است، بدون اينكه جنبه اجبارى به خود بگيرد.و اين فراهم ساختن اسباب (كه نام آن را توفيق مى‏گذاريم) يا بر هم زدن اسباب (كه نام آن را سلب توفيق مى‏گذاريم) نتيجه اعمال خود انسانها است كه اين امور را در پى دارد، پس اگر خدا به كسانى توفيق هدايت مى‏دهد و يا از كسانى توفيق را سلب مى‏كند نتيجه مستقيم اعمال خود آنها است.اين حقيقت را در ضمن يك مثال ساده مى‏توان مشخص ساخت هنگامى كه انسان از كنار يك پرتگاه يا يك رودخانه خطرناك مى‏گذرد هر چه خود را به آن نزديكتر سازد جاى پاى او لغزنده‏تر و احتمال سقوطش بيشتر و احتمال نجات كمتر مى‏شود و هر قدر خود را از آن دور مى‏سازد جاى پاى او محكمتر و مطمئن‏تر مى‏گردد و احتمال سقوطش كمتر مى‏شود، اين يكى هدايت و آن ديگرى ضلالت نام دارد. تفسير نمونه    ج‏1    152

چنانکه حضرت استاد جوادی آملی در کلاس درس تفسیر می فرمودند:اضلال خداند به معنای برداشتن لطف است.وقتی گفته میشود خداوند فردی را گمراه کرد .یعنی لطف وعنایت خاصی را که تاکنون در باره او داشت.اکنون برداشته است.برای توضیح کامل میتوانید به تفسیر تسنیم ذیل  آیه بالا مراجعه فرمایید.

 

 

[ یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ ] [ 8:19 ] [ amin ] [ ]
حدیث بسیار زیبا از کتاب کامل الزیارت:

توضیح:ترس وهراس امکان داردترس از قتل،راهزنان ،بیماری،کمبود امکانات،

حمله تروریست هاوهرچیز دیگری باشد.زیارت امام حسین در این حالت های

مختلف که انسان ترس از خطرات دارد.چه ارزش واهمیتی دارد؟

اهمیت زیارت پیاده روی اربعین

[ یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 13:54 ] [ amin ] [ ]


 وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ )سوره حجرات11)

و يكديگر را به القاب زشت مخوانيد.

در همین حال یکی از اعضای خانواده که متوجه بیدار شدن شما شده ازت میپرسه به چی نگاه میکنی؟

شما جواب میدی؟...

چی جواب میدی ؟میگی چه کسی را نگاه میکنم؟

متاسفانه اکثر جامعه ما جوابشون به این سوال اینه که آشغالی را نگاه میکنم!

آشغالی میاد آشغالها را میبره!!!

آیا این اسم گذاری ونام  گذاری،برای قشر زحمت کش وشریفی که محله وشهر مار ا تمییز نگه میدارند.

شایسته است؟

پیشنهاد من به شما خواننده محترم این است که در هر مناسبت ومکانی که لازم دونستید با این فرهنگ زشت مبارزه کنید.تا این اسم نامناسب از این قشر زحمت کش وشریف برداشته بشه.

شاید بپرسید بهترین نام واسم برای این قشر زحمت کش چیست؟

پیک  بهداشت


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 7:33 ] [ amin ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام......
به نظرم همه زندگی بشر باوجود حجت الهی وامام معصوم علیه السلام گره خورده است.
وتنها راه نجات وسعادت جمعی وفردی ما بازگشت به وجود مقدس امام عصر ع است.بابدمحبت،یادوپیروی ازامام مهدی علیه السلام همه زندگی مارا فرابگیرد.این وبلاگ تلاشی است در این که چگونه روش زندگی وسبک تلاشهای ما برای رسیدن موفقیت آمیز به آن آینده مهم بشری باشد.
که باعنایات امام عصرعلیه السلام توسط ابن حقیرامین طلبه حوزه علمیه قم اداره می شودوجا دارد از همکاری ولطف همسر مهربان وعزیزم تشکر کنم.زیباترین جمله ای که امروز شنیدم این بود
برای مردانه مردن
بایدمردانه زندگی کرد............
شایداین جمعه
ادم بشم
شاید
....
...
..
.
امکانات وب